اصل زندگی!
ساعت 5/12 شب بروی میدان کشتارگاه سابق و بهمن فعلی، و30 سیخ جگر، قلوه، خوئک، دل، جگر سفید و دنبه، با پیاز و دوغ و ...
وای! آدم تمام نداشتههایش را فراموش میکند انگار!
یاد فروغ به خیر:
"اینا حرف اوناس که اگه
یه بار زد و تو عمرشون یه خواب دیدن
خواب پیاز و ترشی و دوغ و چلوکباب دیدهن
ماهی چی کار به کار یه خیک شیکم تغار داره؟
ماهی که سهله سگشم از این تغارا عار داره
ماهی تو آب میچرخه و ستاره دسچین میکنه
اون وقت به خواب هرکی رفت، خوابشو از ستاره رنگین میکنه ..."
ظاهرا فروغ چندان با من موافق نیست؛ به هر حال، عجب حالی میدهد پیاز و ترشی و دوغ و چلوکباب! خداییاش، نه؟!