اصلاح طلبان و اصول گرایان
این برادران اصلاحطلب ما شاهکار هنری هستند. نگویید چرا همهاش به این دوستان گیر میدهیم و کاری به آن طرفیهایشان نداریم؛ آخر آن طرفیها تکلیفشان روشن است. پشت و رویشان یکیشت. این برادران اصلاحطلب هستند که سرتاپایشان تناقض است و آدم را به خنده میاندازد!
این جا را بخوانید. آقای ابطحی را از طرف اصلاحطلبان و آقای رسایی، یکی از نمایندگان مجلس را از سوی اصولگرایان دعوت کردهاند برای مناظره. واقعاً خواندنی است. من نمیدانم اگر برادر احمدینژاد کسی جز صادق محصولی را برای وزارت کشور انتخاب کردهبود، این آقای ابطحی چه داشت به آن برادر اصولگرا بگوید؟ آن بندهخدا یک منطق دارد که کاملاً هم درست است: میگوید من روزنامههای اول انقلاب را آوردهام. شما نگاه کنید این ادبیات و سخنان اصلاحطلبان چهقدر شبیه منافقین و خائنین اول انقلاب است! راست هم میگوید! این آقای ابطحی بندهخدا هم نه راه پس دارد نه راه پیش، یعنی نه جرأت دارد بگوید که آن خائنین محترم راست میگفتهاند لابد (!) و نه میتواند صحبتهای دوستان اصلاحطلبش را انکار کند، هی گیر میدهد به ثروت صادق محصولی وزیر محترم کشور! طوری که حتی نمیتواند سر تعریف اصلاحطلبی با طرف بحث کند؛ طرف حتی عنوان اصلاحطلبی را هم از او میگیرد. صحبتهای رسایی منطقی و بدون تناقض است چون تکلیفش روشن است؛ حتی آنجا که با کمال صداقت و در نهایت درستی میگوید: «مشکل اصلاح طلبانه همین است که جدی نمی گیرید، حکومت را هم که داشتید جدی نگرفتید!»
کار اصلاحطلبان ما همینطوری است. تا زمانی که آقایان بخواهند با قبول چهارچوبهای طرف مقابل بروند سراغ گفتمان اصلاحات، همان میشود که یک بار شد. در دیگ پلوی اصلاحات، احمدینژاد پخته میشود! شما را به خدا دست بردارید. اگر حرف جدیدی دارید بزنید؛ وگرنه در بر همان پاشنهی سابق میچرخد!

