وبلاگ
در این وانفسای غرغر و ناراستی و نادرستی که هر کس به فکر بستن بار خودش است، گاهی به کسانی برمیخورید که حیرتزده میکنند آدم را. بیادعا و بیمزد، به دقت و صداقت مشغول خدمتند؛ خدمت به معنای واقعی کلمه. و از شانس خوب من، یکی از این آدمها به طور اتفاقی چند وقت پیش سر راهم قرار گرفت و شد یکی از 5 «معبود من»؛ به آن مفهوم که قبلاً دربارهی معبودها نوشتم؛ و با آن همه که از او یاد گرفتم، فقط از بیعرضگی من است اگر ده برابر این از وجودش سود نبردهام.
این آدم نازنین به تازگی این وبلاگ راه انداخته که لذت خواندنش واقعاً مرا به شوق میآورد. خواستم بنویسم تا به آن سری بزنید.
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۸۷ ساعت 23:58 توسط آفتاب
|