درباره‌ی کلیپی از تاریخ معاصر، با نواهایی خاطره‌انگیز و عکس‌هایی به یاد ماندنی، که در مراسم انتخاباتی مهندس موسوی در برج میلاد پخش شده، در این جا و این جا خواندم و کنج‌کاو شدم؛ و سرانجام آن را این جا دانلود کردم و دیدم. صادقانه منتظر بودم - هم چنان که این روزها منتظرم- که صدایی، منطقی یا احساسی مرا به سوی شرکت فعال درانتخابات و تلاش برای آن ببرد؛ و فکر می‌کردم این کلیپ با آن تعریف‌ها می‌تواند چنین چیزی باشد ... با چنین نیتی شروع کردم به دیدن. اوایلش که عالی بود؛ اشکم را در آورد و باکسر خودش را به در و دیوار می‌کوبید. بعدش کمی مشکل‌دار شد که نادیده‌اش گرفتم. تا حدود دقیقه‌ی 5، قانع‌کننده بود که بعد از آن، ناگهان هیجانم جای خود را به خشم داد و اثر آغازین هم کاملاً از بین رفت!

آخر آقایان عزیز؛ مگر می‌شود تاریخ را سانسور کرد؟ تا سال 32 را خوب آمدید؛ اگرچه همانش را هم باور نمی‌کردم؛ ولی دیدنش داشت تأثیر خودش را می‌گذاشت که ... اگر از سهم حتی اندک حزب توده در آموزش و بالابردن فرهنگ مردم به خاطر خطاهای بعدی‌شان بگذریم؛ قبول؛ ولی بعدش ... در سال‌های 32 تا 57، کس دیگری در این کشور حرفی نزده؟ کاری نکرده؟ نوری در آن تاریکی نتابانده؟ این سر اومد زمستون را که شما کلیپش کرده‌اید با تصاویر میرحسین، ایشان یا هم‌فکرانشان می‌خوانده‌اند؟!  از آن مهم‌تر، بعد از 57، همین‌ها بود که کلیپ نشان می‌داد؟! در دهه‌ی 60، به جز جنگ، هیچ اتفاقی در این مملکت نیفتاده؟ هیچ کس زندانی نشده؟ هیچ حقی پایمال نشده؟ خوانندگان اصلی آن «سر اومد زمستون» هیچ مشکلی نداشته اند؟ هیچ استاد دانشگاهی اخراج نشده؟ هیچ کس از هستی ساقط نشده؟ همه‌چیز گل و بلبل بوده در آن سال‌ها؟ بازرگانی که در سال 50 تا 57 نشان می‌دهید، بعدش کجا رفته؟! مرده؟! روزنامه‌اش توقیف نشده؟! با هم‌راهی دولت زمان، در مجلس اول و بیرون آن، به انزوا کشیده نشده؟ اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب چه‌طور؟ اولین شهردار تهران بعد از انقلاب چه؟ دومین امام جمعه‌ی تهران چه؟ (اولی که در شهریور 58 دق کرد و مرد). در سال‌های 68 تا 76 چه؟! هیچ اتفاقی برای کسی نیفتاده؟! سال‌های بعد از 76 هم که همه‌اش اشک و آه و زاری است! البته این‌یکی استثنائاً حقیقت است!

خلاصه این که دیدن این کلیپ اثر معکوس گذاشت! یک نفر پیدا شود مرا از این بالا بیاورد پایین تا توقعاتم را مطابق خط قرمزهای آقایان تنظیم کنم!

پس‌نوشت: لطفاً به من درباره‌ی در نظر گرفتن شرایط و خطوط قرمز و توانایی‌ها و نسبی‌گرایی که «نمی‌شود گفت» و ... نگویید. یک بار تمام ای توجیهات را کردیم و نتیجه اش شد آن. تمام حرف من این است که طرف باید صداقت و شجاعت داشته‌باشد. این کلیپ، اگر نشان دید میرحسین باشد، نه صداقت دارد نه شجاعت.