آخر هفته می­روم شمال! از فکرش هم دلم به شوق می­آید؛ از فکر کشیدن هوای مرطوب و بوی یک باران همیشگی توی ریه­هایم!

بچه که بودیم، در دوران دبستان، زمان هم انگار کندتر می­گذشت. برای همین در پاییز و زمستان آن­قدر خورشید را نمی­دیدیم که وقتی بهار می­آمد، تصویر خورشید را یادمان رفته­بود! آن­چنان با حیرت به خورشید نگاه می­کردیم که انگار اولین بارمان است یک موجود زرد گرم در آسمان می­بینیم!

جای همه­ی دوستان خالی.