پیرمرد
این تصویر کیست؟
دیروز رفتهبودم حسینیهی ارشاد. برای کلاس تاریخ معاصر هدی صابر. کمی دیر رسیدم؛ و وقتی رسیدم، دیدم این پیرمرد، تنها، با عصا و کیفش دارد پلهها را یکی یکی پایین میرود تا خودش را به سالن سخنرانی برساند. کنجکاو شدم که ببینم کیست.

تحصیلکردهی قدیمی دانشگاه تهران. مبارز قدیمی و جوان نهضت مقاومت ملی علیه کودتای 28 مرداد. زندانی چندین و چند سالهی زندان شاه. عضو اولیهی شورای انقلاب. نمایندهی اولین دورهی مجلس شورای اسلامی.
بسیاری کسان، هریک از عنوانهای فوق را جداگانه داشتند و بر اسب مراد سوار شدند و همهچیز را از یاد بردند. او که در بطن انقلاب بود، توسط آنها که بعد از انقلاب تازه انقلابی شدهبودند، نه تنها غریبه دانستهشد، به نظراتش توجهی نشد و بیرون از حاکمیت گذاشتهشد، بلکه ناسزا شنید، به زندان جمهوری اسلامی هم رفت، به هرچیز که فکر کنید متهم شد والبته هرگز هم از ایران نرفت. و آنها که انقلاب را مصادره کردند، کشور هم ارث پدریشان شد و ما را بردند به اینجا که میدانید!
صحبت بر سر یک فرد نیست؛ بلکه بر سر یک جریان فکری است. بر سر جریانی که ...
به سرعت از پلهها پایین رفتم تا ببینم کیست. مهندس عزتالله سحابی بود.