اسطوره آفرینش
تاریخ و تاریخی بودن در اروپا معنایی کاملاً متفاوت با ما دارد. پراگ یک شهر تاریخی است؛ ولی اولین مدرک وجود این شهر مربوط به تاریخ 1092 میلادی است که یک تاجر عرب به نام ابراهیم بن یعقوب، نام آن را در سفرنامهاش میآورد. در این زمان، یعنی حدود 1000 سال قبل، سرزمین ما تقریباً یک کشور کهنه بوده!
هر شهری و هر ملتی، اسطورههای آغازین مخصوص به خود را دارد. اسطورههای ایجاد شهر پراگ نیز با توجه به همین مفهوم تاریخی بودن، خیلی جدید و مربوط به سالهای 800 تا 1000 میلادی است که داستانهایش تنها از طریق اساطیر و سینهبهسینه به زمان حال رسیده؛ در حالی که در این زمان در کشور ما، شهرهای بزرگ و کتابخانهها فراوان بوده و مدتها بوده که ما از دورهی اسطورهها وارد دورهی تاریخی شدهبودیم.
بگذریم ... اسطورهها میگویند که شهر پراگ را پرنسس لیبیوس بنا کرده. زنی که نخستین فرمانروای زن قبیلهی اسلاوهای غربی بود. قصد ندارم اسطوره را تعریف کنم. نگاهی به این مجسمه بیندازید:

پرنسس لیبیوس در کنار مردی که یک بوق زرد رنگ به دست دارد. یک عقاب روی شانههای پرنسس نشسته است.
این مجسمه به همراه 3 مجسمهی دیگر در قرن نوزدهم ساخته شده و قبلاً روی یکی از پلهای پراگ قرار داشته. در جنگ جهانی دوم، این مجسمه در اثر بمباران آمریکاییها آسیب دیده که پس از جنگ بازسازی شده و هماکنون در وسط پارک منطقهی تاریخی «ویشهراد» قرار دارد.
خوب ... امکانات آماده است. یک عقاب، مردی بوق به دست و زنی که قرار است شهری را بنا کند! بنشینید و اسطوره را بنویسید! منتظر پاسخهای دوستان اسطورهدوست و اسطورهشناس هستم!
پسنوشت: نمنم باران در این کوچههای سنگفرش در سرمای ملایم شبانه، بودنی است؛ به نوشتن نمیآید!