از بعضی چیزها واقعاً سر در نمی‌آورم. شاید شما هم اسم «محمد نوری‌زاد» به گوشتان آشنا بوده‌باشد. از آن‌جا که سال‌هاست به روزنامه‌ی کیهان آلرژی دارم و آن را نمی‌خوانم، اسم ایشان را اولین بار در لیست نوینگان یک سریال تلویزیونی دیدم؛ سریالی ضعیف، که عملاً درباره‌ی دوم خردادی‌ها ساخته‌شده‌بود و هماهنگ با بقیه‌ی سیاست‌های صدا و سیما و کیهان، توهم عظیمی از وابستگی و بدجنسی (!) آن‌ها ارائه می‌داد؛ در مقابل یک عده آدم ریشو با صورت‌های آسمانی که همه چیزشان و همه کارشان خوب بود و نیکو!

با این پس‌زمینه از این نام، عجیب نیست اگر بگویم داشتم شاخ در می‌آوردم وقتی خواندم که جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم از این آقا به دلیل توهین به مرجعیت و روحانیت در وبلاگش شکایت کرده. و عجیب‌تر آن که وقتی دلایل شکایت را خواندم، تعجبم چندصد برابر شد ... دو-سه مطلب آخر این آقا را بخوانید تا دستتان بیاید. نمی‌دانم این حرف‌ها را –که خیلی وقت است خیلی‌ها می‌زنند و به خاطر آن از همین دوستان آقای نوری‌زاد چه‌ها که ندیده‌اند- از چه رو می‌زند؟ آیا از ته دل می‌گوید یا نقشه ای، چیزی در کار است. در این جا مطالب این آقا را بخوانید ...